محمد تقي جعفري

238

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اصلى آن مردم را نابود مىسازند . عالم بدون علم مانند كسى است كه بيراهه مىرود و دورى از راه براى او نتيجه اى جز دورى از مقصد باز نمىآورد و بالعكس آن كسى كه با تكيه به علم عمل مىكند ، حركت او در راهيست روشن ، يكى از مهلكترين دردهاى بيدرمان بشر معاصر همين عدم احساس مسئوليت در بارهء علم آيا هيچ مىدانيد كه ركود علوم انسانى كه به ركود انسانها از حركتهاى تكاملى بازداشته است ، معلول ادّعاى علم در بارهء مسائل انسانى است كه دلائل صحيحى ندارد صاحبنظران آگاه از واقعياتى كه علوم انسانى تحقيق و كشف آنها را به عهده گرفته است ، مىدانند كه در زمانهاى پيشين ، مخصوصا در دو قرن گذشته ادعاى علم در هر مسئله اى كه مربوط به انسان بود ، به راه افتاد ، مانند تاريخ نگرى علمى ، تحليل تاريخ علمى ، فلسفهء تاريخ علمى ، فلسفهء علمى ، فرهنگ شناسى علمى ، باستانشناسى علمى ، روانشناسى علمى ، روانكاوى علمى ، جامعه شناسى علمى ، اقتصاد علمى ، حيوان شناسى علمى كه نظريهء تحول انواع حيوانات را در بر مىگرفت . . . در صورتى كه مسائل مطروحه در دائرهء موضوعات مزبوره ، به استثناى ابعاد طبيعى محض آنها ، غالبا بر مبناى احتمال ، احتمال قوى و ظَّن بررسى مىشد ، در صورتى كه علمى بودن يك مسئله بايد تا درجهء انكشاف صد در صد واقع نائل گردد . به نظر مىرسد كه اگر ما در صدد جمعآورى قضايايى كه در بارهء آنها ادّعاى علم شده در صورتى كه از حدود احتمال ، احتمال قوى و ظن بالاتر نبوده است ، برآييم ، قطعا احتياج به جمع آورى مجلدات متعددى خواهيم داشت . هم اكنون دوران معاصر ما كه اوائل قرن 15 هجرى و اواخر قرن 20 ميلادى است ، كتابهاى علمى و